نامه ای سرگشاده به علی رمضان پور مردی که سایه اش از خودش روشن تر است
ابتدا میخواستم برایت میل بزنم ولی دیدم این طور بیشتر ممکن است بخوانی.
پرسیده ای که چرا دروغ گفته ای ؟ نام و لقبی برای من گذاشته ای که نشانگر دلزدگی است . اگر چه نامی زیبا بود و من خیلی دوستش داشتم .آخر قضیه بهت میگویم چرا . اگر کسی بداند که تو چه حقی بر گردن من داری ( و کسی نمی داند و خودت نیز) باید مرا مجبور به پاسخ کند. چه هرگز دروغ جایی میان دو تن وجود نداشته است مگر مفارقت و جدایی دگرشان کرده .( لعنت به این بیهقی )
چون می دانم به اخلاق پایبندی از دید اخلاقی بررسی می کنیم.
کانت فیلسوف شهیر آلمانی ،که آخرین فیلسوف اخلاق گرا به معنی تمام کلمه در سنت فلسفی اروپا بود و با حضور کسانی مثل هایدگر و ویتگنشتاین و راسل وغیره عقایدش در باب اخلاق در اروپا به خاطره ها پیوسته است ؛ در رساله ارزشمند فلسفه فضیلت آورده است :
حتی زیانی که دروغ به خود انسان وارد می کند معیار رذیلت بودن آن نیست. زیرا در صورت دروغ گویی به عنوان یک عمل خلاف بصیرت ، آن فقط خلاف قانون عملی بود و نه قانون اخلاقی و در این صورت اصلا نقض تکلیف به حساب نمی آمد . دروغ گویی عبارت است از دور انداختن و در واقع نابود کردن ارزش انسانی خویش . کسی که به شخص دیگری ( حتی یک شخص آرمانی ) چیزی بگوید که خود بدان باور نداشته باشد ارزش وجودی او از ارزش یک شی پایین تر است .انسان به وسیله دروغ برونی در نظر دیگران و به واسطه دروغ درونی که شدیدتر وبزرگتر است خود را در چشم خویشتن موضوع بی حرمتی ونقض ارزش انسانیت قرار می دهد .
می بینی به چه سادگی حل شد ؟
1. دروغ و ناراستی (تاحالا دقت کرده ای هرچه را خوب است می گوییم راست ؟ لابد چپ هم ...) مذموم وناپسند است .نه به آن خاطر که حقی را از دیگری تلف می کند و یا اخلاق حسنه آن را ممنوع کرده است . دروغ ناپسند است بدین دلیل که دروغزن و کذاب را از انسانیت می اندازد. چون دروغ گفتن خلاف آن غایت اخلاقی است که برای من، برای تو، وبرای ما تعریف شده است.
و ما با تمسک وتوسل بدان، از شخصیت انسانی خود دست بر می داریم . در مقام بدایت می بینیم که من به واسطه دروغ ستمی گرانتر به خودم روا داشتم تا به تو .... خودم را از انسانیت انداختم و تو را به هویتی دروغین مشغول کردم . پس اگر کسی بخواهد لب به شکایت وسرزنش بر من بگشاید ، خود اخلاقی من است نه تو و نه آن خانم کذایی. هر چند ما به عنوان انسان مدرن وبعضا پست مدرن خود اخلاقی نداریم .
2. کانت دروغ را به زبان چیزی گفتن و در دل چیزی دیگر داشتن دانسته است . بیا فکر کنیم . دنیای اطراف ما چقدر دروغ گو دارد ؟ چه تعداد از مردم در سر خیال عمرو دارند و بر لب حدیث زید ؟ مگر هر کدام ما نقابی نمی زنیم ؟ علی خوابگاه با علی دیوانه خانه
یکی بود ؟ می بینی ؟ دروغ ما را احاطه کرده است . من ، تو و هر کس دیگر داریم در دروغ های این شهر تن زده روزمره غرق می شویم . تو به دروغ به من می گویی : تو خوبی ... من به دروغ به تو می گویم تو بدی .و قس علی هذا. خودت به دیگران دروغ نگفته ای هر روز ؟ وقتی به روی کسی در مترو لبخند زدی که شکمش مالیده به شکمت ، وقتی راننده بیشتر گرفته وفحشش
نداده ای، وقتی من زنگ زده ام وحوصله نداشته ای ، تا حالا علیه یکی از این همه دروغ های
هر روزه تیغ عصیان کشیده ای ؟ مگر نه این که به این تعبیر، تمام سنت های اخلاقی خود مستلزم دروغ هستند ؟ در این زمانه همه به هم دروغ می گوییم و در پوشش ادب ، قانون ، آبرو ، احترام
و هزار چیز دیگر نهانش میکنیم . آیا همان قدر که از من دلزده ای از دروغ های نهان اطرافت هم ناخرسندی ؟ فکر کن . چند نفر اطرافت گفته واندیشیده شان یکی نیست . و چقدر در جامعه بودن ودر جامعه ماندن دروغ گفتن نیاز دارد . و مگر رسالت روشنفکر غیر از قیام بر علیه این دروغ هاست ؟
3. در متن بالا کانت از چیزی به نام دروغ درونی نام برده است . و از آن به عنوان نقض تکلیف
در قبال خویشتن نام برده است . دروغ درونی چیست ؟ کی ما به خودمان دروغ گفته ایم ؟ یا بهتر کی به خودمان دروغ نگفته ایم ؟ چند بار به خودت دروغ گفته ای ؟ چند بار سعی کرده ای خودت را راضی کنی که این نظام خوب است ؟ چند بار چشمت را روی همه چیز بسته ای ؟ به مصلحت یا هر چیز دیگر . آیا وقتی خودت هر روز به خودت دروغ می گویی می توانی توقع داشته باشی که من به تو دروغ نگویم ؟یا هر کس دیگر ؟
4. من دروغ گفته ام و بی باکانه دروغگویی خودم را می پذیرم . از دروغ متنفرم . ولی عاشق شجاعتم . همه در نهان به تو دروغ می گویند و من آشکارا دروغی گفتم که می دانستم آخرمعلومت می شود . و این شجاعت است . به قول ژاکوبن ها " یک انقلابی دروغ نمی گوید مگر وقتی که شهامتش را داشته باشد ". و من شهامتش را داشته ام .
5.فکر کرده ای که هنر خود نوعی دروغ است . وقتی تو داستان می نویسی ، چیزی بر خلاف واقعیت خلق کرده ای .داری در روز روشن به خواننده دروغ تحویل می دهی . آن که فیلم
می سازد در روز روشن چند انسان خیالی خلق میکند که نیستند ونخواهند بود وماجرایی که از اساس نیستنی است . تا حالا وقتی داستان می خوانی ، تئاتر می بینی یا هر چیز دیگر فکر نکردی چه دروغ بزرگی را شاهدی ؟ چی ؟ خب شبیه واقعیت است که باشد . شبیه واقعیت که نشد واقعیت . ما علاقمندانه دروغ می شنویم و گناهکارانه از آن لذت می بریم . هنرمند ونویسنده خلاقانه دروغ میگوید ومثل یک تردست نیست را هست می کند که.... در شماره بعدی میگویم که چه .
6. از قدیم گفته اند که الاعمال بالنیات . ولی در مورد من نیتی در کار نبود. نفس کار مهم بود . داستان نویس با دروغ نوشتن کرم های جانش را میکند ومن با دروغ گفتن دوستی ام را به مصاف شهامتم فرستادم .
7. تمام این ها از دید اخلاق گرایان است . در جهان امروز که به طور کل اصول اخلاقی زیر مجموعه ارزش ها شده اند ، به وسیله حربه آزادی یا کرامت انسانی ،دروغ و زنا و هزار خبیثت دیگر را توجیه کرده اند .
8 .در کنار تمام این ها قبول دارم که مقصرم . که بد کردم یا هر چیزاما ،فکر کن. من بیشتر به خودم بد کرده ام تا تو .چه کرده ام ؟ در دنیایی که همه به تو دروغ می گویند ، در دنیایی که تو هم به دیگران و خودت دروغ می گویی ، و در دنیایی که ما از دروغ لذت می بریم من هم یک دروغ گفته ام . یعنی خودم را از انسانیت ساقط کرده ام . وتازه این مفسده را بر پایه شجاعت به میان آورده ام که خود یک فضیلت است .قصد توجیه کردن ندارم .جدا گفتم ببینم جراتش را دارم با چیز گردن کلفتی مثل رفاقت دست به یقه شوم یا نه .اعتراف هم می کنم کار اشتباهی بود . آن هم خیلی.
گاهی زور رفاقت با آدم برابر است .
9.می دانی خالی بستن چه ریشه دستوری ومعنایی جالبی دارد واصولا درمتون فدیم خالی بند چه کسی بوده ؟ اگر می دانستی تصدیق می کردی کسی که در میان اردوی دشمن بدون رضایت فرماندهان لشگرش به عنوان نماینده سخن می گوئید خیلی شجاع است . خیلی.
10. و به قول شاملو گاهی حقیقت از دروغ فریبنده تر است . فکر کن . باز هم . ما همه دروغ می گوییم و در قبال آن لبخند می زنیم . هر روز . ما همه دروغگوییم . کار من وتو همین است .
مثل همان داستان خسرو شاهانی که بهت دادم . همان کارمند نمونه که میگفت من از وضعم راضی ام . خود ماست . بلاشک.
حالا فهمیدی چرا دروغ گفتم ؟ منتظر جوابت خواهم بود .